عبدالله مستوفى

367

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بلژيكيها كه ادارهء گمرك را هر ساله بييلاق شميرانات ميبردند ، امسال بفكر افتادند ادارهء مركزى خزانه را هم بشميران ببرند . ضرابخانهء قديم ، كارخانهء دو طبقه و چند اطاقى در حول‌وحوش وصل بكارخانه داشت كه چرخهاى كارخانه را كنده به محل جديد نقل كرده بودند . فضاى دو طبقهء اين كارخانهء قديم بيكار بود ، آن را تعمير كردند ، از اين كارخانهء دو طبقه محلى براى ييلاق خزانه و گمرك دست‌وپا نمودند كه ضمنا كرايهء چهار ماههء تابستان عمارت و باغ پارك امين السلطان هم صرفه‌جوئى شده باشد . درشكه‌هائى هم كرايه كردند كه با ماهى سى تومان اعضا را بييلاق و شهر ببرد و بياورد . كار هم يكسره بود ، من هم فكر كردم بهتر است بشميران بروم كه زحمت رفت‌وآمد از شهر بضرابخانه كمتر شود . در تجريش كوچهء كاشف امروز كه آن روزها بكوچهء كميسيرى معروف بود ، باغچه‌اى كه اندرون و بيرونى مجزى و آب جارى و هر قسمت سه چهار اطاق و ايوان سرتاسرى داشت براى تمام فصل شصت تومان اجاره كرده ، مادرم و خانم برادرم و خودم با حاشيهء مختصرترى باين‌جا نقل مكان كرديم . اين نقطه يك حسن ديگر هم براى من داشت كه برادرم آقا ميرزا رضا در همان نزديكى بباغ معتمد الدوله‌اى ( باغ فرمانفرمائى امروزه ) ييلاق مىرفت . ولى برادر ديگرم آقاى فتح اللّه مستوفى كه بعد از برهم خوردن ديوان محاسبات كه مرنار آن را تعطيل كرد بيكار شده بود . بعلىآباد ساوه براى سركشى رفته و از شب عيد در تهران نبود . برهم خوردن ادارات سبعهء استيفائى و تأسيس ادارهء كل وظايف ادارات سبعهء استيفائى ، با همان تنظيمى كه اخيرا در آن برقرار شده بود ، كارى ميكرد . قبض‌هاى مواجب اشخاص را در سال گذشته بعد از رفتن شوستر صادر كرده بدست مردم داده بود و بعد از آن اگر گاهى از اختلافات جزو جمعى ولايات سؤالى از آنها ميشد جواب ميدادند . ولى وزارت ماليه بعد از رفتن شوستر و در وزارت حاجى محتشم السلطنه با اينكه كارش كم شده بود ، شغل مديرى كل را از رياست كابينه تجزيه كرده ، مديرى كل را بميرزا زين العابدين خان برادرزاده‌ام محول كرد . مرنار كه بواسطهء سروكار داشتن با صندوق كذائى مسيونوز ، از كار حقوق ارباب حقوق بىاطلاع نبود ، بدش نميآمد شاهكارى نشان داده و نظمى در اين كار برقرار كند . ميرزا زين العابدين خان مدير كل وزارت ماليه كه در حساب دادوستد صندوق سابق با مرنار آشنائى پيدا كرده و همديگر را ميشناختند ، با يكى دو ملاقات و قول‌قرارهائى ، اصلاح اين كار را به عهده گرفت و خدمت وزارت ماليه را واگذاشته مدير كل وظايف شد و هفت ادارهء را يكى كرد . ميرزا عبد اللّه خان قوام حضور ( جناب آقاى عبد اللّه وثوق ) برادرزادهء خود ميرزا مصطفى خان را براى معاونت خود اختيار و از كارآمدهاى باقيمانده اعضا هم عده‌ايرا انتخاب كرد و به ترتيب دادن دفترى كه حاوى تمام اسامى وظيفه‌بگيرها بحروف تهجى باشد مشغول گرديد . منهم كه كار را اينطور ديدم ، يادداشتى از مرنار گرفته كليهء